خرید بک لینک
بچه كه بوديم ، ماه رجب كه مي امد ،كوچه ي ما پر از خروس هاي نمازخوان مي شدتمام ده ما سجاده مي شد ، مردم عطر گل محمدي مي زدندهيچكس مقروض تقدير نبود ، هيچكس از گراني امرزش شكايت نمي كردشكوفه ها ، مثل لبخند خدا بازمي شدندصبح ها ، مثل گنجشك ، دور سماور خورشيد جمع مي شديمبرايمان تلفظ كبوتر اسان بود ، حرارت لبخند داشتيممنتظر بوديم باران بالا بيايد و دريا نازل شود ، تا ما به ذات اقيانوس برگرديمحالا ، لب تالاب هاي روزمره گي ، به قتل عام ثانيه ها خيره مي شويمبر سر اثبات منيت ، سايه ي درختان را هدر مي دهيمبا بره هاي بيهودگي ، دلخوشيم و بوي گل ها را ، فراموش مي كنيمدر حلول ماه رجب ، به جاي عطر تلاوت و توجه به ابشار نيايشبه جاي سكونت در بالا محله ي دعا ، به جاي غلتيدن درميان نرگس هابه جاي گل كاري ثانيه ها و دقيقه ها ، به جاي خيره شدن به دامنه ي دلنواز ملكوتبه جاي تمركز برعروج سپيده دمان و گشودن رمز رخساره ي كوثربه جذر و مد قيمت ماكولات ، نظر دوخته ايمضيافت نيايش و بركت ، به فراموشي اسمان ، تغيير ماهيت دادههوا بقدري گس شده ، كه خرس ها هم ، يخ در بهشت را ليس نمي زنندحال كه به درد عضلات عشق ، مبتلا شده ايملازم است در اين ماه ، كمي به لاستيك هاي سائيده ي جواني ، نگاه كنيمو خلوت بركه ها را ، بيهوده برهم نزنيم + نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی ۱۴۰۲ ساعت 22:13 توسط بهروز  | 

برچسب: نویسنده: آناهیتا جعفری تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1402 ساعت: 16:09

دینانیاز معلول به علت پی بردن برهان انیاز علت به معلول پی بردن برهان لمیاز هستی به هستی پی بردن برهان صدیقین است که پایه گذار ان ابن سیناستهر که به وجود راه پیدا کند تمام اشیا را به واقع درمیابیمخدا شاهد بر موجودات استبک عرفتک با تو به تو پی میبرم نه با دلیل خودمچکار کنیم فریب فکر را نخوریمفکر کردن موازین دارد و ان منطق استخود فکر موازین فکر ساختهکاری درست تر از اندیشه نیستبزرگ ترین خصلت انسان فکر استبا صدهزار جلوه برون امدی که منبا صدهزار دیده تماشا کنم تو راهر چیزی معنایی دارد و با معنا شناخته میشود اگر معنی یک شی را نشناسی شناخت خود شی هم موهومی بیش نیستبیکاری انسان را خوراک شیطان میکندجان را نباید معطل کردکل یوم هو فی شانهر لحظه لحظه ی اغاز خلقت است و خدا خسته و ملول نمیشودیهودیان میگوویند خدا اسمانها و زمین را در شش زوز افرید و سپس استراحت کردتمام ملالت ها برای این است که مشتری ندارند یاید مشتری خود را در جای دیگر بیابندالله از ا ل ه یعنی حیرت استموجودی که یاید در او حیرت کرد فقط خداستمعجزه کلام خدا نبود بلکه معجزه گوش موسی بود که کلام را شنیدلحظه ی اکنون که الان پدیدار شد از نیستی نمیاید از هستی میایدهر لحظه جلوه استجلوه و متجلی = نومن و فنومنعالم ظهور بی نهایت است و جلوه هایش بی نهایت. تمام کرانگی ها جلوه های بیکرانگی اندموسی طاقت شنیدن کلام حق را داشت و این خیلی سخت استدینانیچوهر همه چیز اگاهی استمکاشفه باید با موازین عقل منطبق باشد تا معتبر باشداگاهی را با عقل تنظیم میکنیمعالم عالم نظم است و با عقل اداره میشودخدا حد ندارد جنس و فصل ندارد پس برهان هم نداردخدا چون حد ندارد همه جا و همیشه هستعارف عقل ستیز شیادی بیش نیستفلسفه شناختن را میشناسدکانت گفت عقل در متافیزیک راه

برچسب: نویسنده: آناهیتا جعفری تاريخ: شنبه 9 دی 1402 ساعت: 15:46

صبور:اخلاقیات جای خودش رو داده به حقوق اغشته به طمعکاری و حرامخوریتو دادگاه ها که میری میبینی ازدحامشاکی است اما مثل همین موضوع شماتیغ زنی و دامگستری و تصادفاتساختگی و فریب های مجازی وازدواج های کلکیه ماشین تو تهران پشت چراغ قرمز ایستاد یه بچه ی دزدی گذاشتن جلوی چرخ عقبش چراغ سبز شد و در حرکت ماشین رفت رو بچهزندگی این بیچاره در کوچه پس کوچه های دادگاه تباه شدهیه خاور از پاکدشت به ورودی تهراندر سه راه افسریه رسید یه زن یکی ازبچه هاش رو انداخت جلوی خاور با سرعت بالادادگاه که گرفتن زن گفت ۷ تا بچه دارم خواستم با دیه این یکی خرج بقیه رو بدم باز هم راننده خاور رو رها نمیکننتو تهران مد شده استخوان ترقوهیه نفر رو که اجیر کردن میشکننو در یک فرصت ایشون خودش رومیندازه جلوی یه ماشین بخت برگشتهبا خیال راحت پشت فرمون نشستییه دفعه چند نفر مثل سگهای وحشیدور ماشین رو میگیرن و میگنبه همین راحتی عابر پیاده رو میزنیو در میری؟ یه نفر رو هم اغشتهبخون کردن و شما تو این تله فکرت میره به فنای زندگیت و ماجراهای دادگاه و بیمه و دیهتازه اگر کتک کاری راه نندازنتو راهروها و پله های دادگاه همذره ای حرمت نداریخیلی راحت حقوق های نود میلیونی میگیرن و در مورد اقتصاد مقاومتی مقاله مینویسنبازتاب طراحی های خام و نیازمودهفقط گرانی نیست توسعه ی ناهنجاریو تغییر مفاهیم و نابسامانی روحیمردمهصبور:مرتضی ربیس امور تربیتی فرخشهربود از من دعوت کرد برم سخنرانیکنم رفتم و بین سخنرانی اومد تو گوشم گفت از بهشتی هم بگوموضوع رو تابش دادم از بهشتی همچیزایی گفتماوابل انقلاب حزبی سرسختی بودمرتضی لوزه های گلوش رو عمل کردهبود هر روز میرفتیم دکان سهراب حامدی باباکوهی گوش میدادیم وکیک و نوشابه نارنجی میخوردیمشما رو به دید قوت قلب دوست

برچسب: نویسنده: آناهیتا جعفری تاريخ: شنبه 9 دی 1402 ساعت: 15:46

صفحه بندی